سيد علي اكبر قرشي

119

قاموس قرآن ( فارسي )

است . ابن اثير در نهايه نقل مىكند : در باره ى قسّ بن ساعده آمده : « يبعث يوم القيمة امّة واحدة » . در آيه ى * ( « وَقالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ » ) * يوسف : 45 ، امّت را مدّت معنى كرده‌اند يعنى آنكه از دو نفر زندانى نجات يافته بود و بعد از مدّتى يوسف را ياد آورد ، گفت : الخ . شايد از جهت يكنواخت بودن روزها و سالهاى گذشته ، به آنها امّت اطلاق شده است راغب گويد : * ( « وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ » ) * يعنى بعد از گذشتن اهل يك زمان يا اهل يك دين ، يوسف را ياد آورد ، اين معنى به نظر قوى ميايد . امم : جمع أمّت است ، آيه ى * ( « وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْه إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ » ) * انعام : 38 ، صريح است در اينكه جنبندگان و طيور داراى تشكيلات و نظاماتاند و در زندگى اهداف مشترك و مقررات مخصوصى دارند . امروز ، اين مسئله كاملا روشن شده است ، نظام زندگى كه ميان مورچه ها ، موريانه ها ، ماهيان و غير آنها برقرار است واقعا مايه ى اعجاب مىباشد و آيه ى فوق ، بسيار قابل دقّت است . امّى : درس نا خوانده . راغب گويد : امّى كسى است كه نوشتن و خواندن بلد نيست و از قطرب نقل مىكند كه : اميّة بمعنى غفلت و جهالت است ، و امّى از آن معنى است ، در الميزان فرمايد : امّى منسوب بامّ ( مادر ) است زيرا مهربانى مادر مانع از آن ميشد كه فرزندش را بدست معلَّم بسپارد ، فرزند فقط بتربيت مادر اكتفا ميكرد . * ( « وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ » ) * بقره : 78 يعنى قسمتى از يهود بيسوادند ، كتاب را جز دروغهائيكه علماء آنها ميسازند ، نميدانند . كلمهء امّى در دو جا ، صفت حضرت رسول ( ص ) آمده